|
بانک اخبار، مقالات و نرم افزارهای مهندسی محیط زیست و بهداشت محیط
|
|
|
|
||||
|
پدیده نوظهوری موسوم به "توده جلبکی" که گونه ای از فیتوپلانکتون های دریایی است باعث تعطیلی کار صیادان استان هرمزگان در جنوب ایران شده است. بعد از پدیده مرگ و میر دلفین ها که سال گذشته در منطقه خلیج فارس و دریای عمان اتفاق افتاد، امسال آفت دیگری آب های نیلگون خلیج فارس را به رنگ قرمز درآورده است. دکتر اسماعیل کهرم، فعال محیط زیست در تهران در باره ظهور این پدیده به بخش فارسی بی بی سی گفت: "کشند سرخ، آن طور که بین جزیره قشم و بندرعباس امروزه به وفور رسیده است، وقتی ظاهر می شود که جلبک های آبزی درست مثل درخت گیلاس شکوفه می کنند". "این جلبک ها موقع شکوفه کردن دارای فعل و انفعالات شیمیایی هستند که باعث می شود مواد سمی بسیار مهلکی را در داخل آب رها کنند. این مواد سمی باعث می شود که آب دریای منطقه بدبو شده و همچنین تعداد بیشماری ماهی مرده سطح آب را بپوشاند". ساکنان مناطقی از قشم و بندرعباس در روزهای اخیر با قطعی آب روبرو بوده اند. آب جزایر ایرانی خلیج فارس معمولا توسط دستگاه های آب شیرین کن تهیه می شود. یکی از ساکنان جزیره قشم می گوید: "در ماههای اخیر این جلبک ها وارد تجهیزات آب شیرین کن قشم شده و فیلتر آنها را پوشاند که در برخی موارد با قطعی آب روبرو بودیم". سید محمد باقر نبوی، معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست به رسانه های ایران گفته است که روش مقابله بیولوژیکی راهکار مناسبی برای مقابله با این بحران نیست، چرا که موجب از بین رفتن آب سنگ های مرجانی می شود. حدود هشت درصد ذخایر آبسنگ های مرجانی جهان در منطقه خلیج فارس واقع شده و هرجا که آبسنگ های مرجانی باشد، تنوع آبزیان به شدت بالاست. به گفته آقای نبوی یکی از راهکارها کنترل فاضلاب است. به واسطه فاضلاب ها مواد مغذی وارد دریاها می شوند، ترکیبات فسفر و ازت می توانند عامل مهمی در شکوفایی جلبک ها محسوب شود. این مقام حفاظت از محیط زیست ایران همچنین گفته که اقدامات متعددی از جمله 14 مصوبه در کمیسیون زیربنایی دولت برای مقابله با پدیده جلبکی تصویب شده است. مژگان جمشیدی روزنامه نگار در تهران به بخش فارسی بی بی سی گفت: "همه این ها در حد حرف است، با توجه به اینکه که پدیده فیتوپلانکتون ها می تواند در حد یک فاجعه ملی و منطقه ای باشد و می تواند در کل شیلات منطقه را نابود کند، هنوز اقدام موثر و جدی در این زمینه صورت نگرفته است". خانم جمشیدی همچنین گفت: "در اجلاس اخیر کویت که به همین منظور تشکیل شده اعلام کرده اند که در چهار ماه اخیر در حدود 700 تن ماهی در سواحل امارات از بین رفته است، اما هنوز میزان تلفات آبزیان در سواحل جنوبی ایران رسما اعلام نشده است". گردش طبیعی آب در خلیج فارس، رسوبات و تمام آلاینده ها را به طرف سواحل جنوبی می برد که بیشتر در انحصار عربستان سعودی و امارات است. معاون دریایی سازمان محیط زیست گفته است که گسترش پدیده جلبکی ناشی از حرکت شناورها در منطقه نیست و آن را ناشی از توفان گنو در سال گذشته ذکر کرده است. اما آقای کهرم نظر دیگری در این باره دارد و می گوید: "بنده این نظر را رد می کنم، به خاطر این که توفان گنو اگر این جلبک ها را به خلیج فارس کشانده باید مدت ها قبل شکوفه های آنها را مشاهده می کردیم." وی افزود:"مسئله این است که کشتی هایی که عازم خلیج فارس هستند، مقدار زیادی آب را در مبدا خودشان وارد انبارها برای حفظ تعادل کشتی می کنند که وقتی به سواحل جنوبی خلیج فارس در ایران می رسند، آنها را بدون هیچ نظارتی داخل آب رها می کنند و هیچ سازمانی هم نیست که جلوی این عمل غیرقانونی کشتی ها را بگیرد". مقامات سازمان حفاظت از محیط زیست ایران اذعان می دارند که پدیده توده جلبکی در سواحل شمالی مانند رشت، انزلی و گرگان هم دیده شده است. این پدیده می تواند به موجودات آبزی آسیب برساند و گونه هایی که تحرک کمتری دارند بیشتر در معرض آسیب قرار می گیرند. bbc.com |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
محققان پژوهشگاه نفت موفق به استفاده مجدد از آبهاي دور ريز پالايشگاهها و مجتمعهاي پتروشيمي با استفاده از معادلات رياضي شدند که اين طرح در پالايشگاه گاز هاشمي نژاد، پالايشگاه نفت تهران، پالايشگاه گاز بيد بلند و مجتمع پتروشيمي رازي اجرا شده است. ![]() مهدي گوگل مجري طرح در گفتگو با مهر با بيان اينکه اين مدل با استفاده از معادلات رياضي و تجربيات فني طراحي شده است، گفت: اين طرح به منظور استفاده مجدد از کليه جريانهاي دور ريز در پالايشگاهها و مجتمعهاي پتروشيمي انجام شده است. وي در اين باره توضيح داد: در اين روش کليه راهکارهاي استفاده مجدد از جريانهاي دور ريز با استفاده از سيستمهاي تصفيه و يا بدون استفاده از هر سيستم احيا کننده اي درون يک برنامه رياضي مورد تحليل قرار مي گيرد. گوگل به تفاوت اين طرح با پروژه هاي دانشگاهي اشاره کرد و اظهار داشت: در اين طرح از معادلات رياضي استفاده شده است جام جم آنلاين |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جام جم آنلاين: كارشناس مسئول بهداشت محيط معاونت بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي ايران با بيان اين مطلب كه ارائه آمار دقيق آلودگي هوا منوط به جمع بندي آمارهاي خام و اعلام آن تا پايان سال مي باشد، گفت: شاغلين فعال در سطح شهر مثل تاكسيرانان و ماموران راهنمايي و رانندگي بيشتر در معرض آلودگي هوا قرار دارند اما براي دستيابي به اين ميزان خطر بايد اين افراد با انجام تستهاي دقيق مورد بررسي كامل قرار گيرند.
به گزارش جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني ايران ، مهندس فرهادي گفت: همه بيمارستانهاي سطح شهر تخصصي نيستند و توان سنجش ميزان دقيق تاثير آلودگي هوا را بر بيماري هاي قلبي و تنفسي ندارند. وي يادآور شد: براي بررسي دقيق و تاثير آلودگي هوا بايد اطلاعات هدفدار را بررسي كرد ولي به هر حال آلودگي هوا بر سير بيماريها موثر است چرا كه تهران منطقه اي خشك بوده و شاهد بارندگي هاي اندك است. كارشناس مسئول بهداشت محيط دانشگاه علوم پزشكي ايران تصريح كرد: به دنبال آلودگي هوا تمام اورژانس ها و بيمارستانهاي تحت پوشش دانشگاه علوم پزشكي ايران در حال آماده باش هستند. وي منطقه غرب را آلوده ترين منطقه شهر تهران (محدوده تحت پوشش دانشگاه علوم پزشكي ايران) دانست و خاطر نشان كرد: هم اكنون اقدامات مربوط به اطلاع رساني به مردم ، منع تردد خودروهاي دودزا ، توقف فعاليت كارخانه هاي زباله سوز و منع تردد اطفال و بيماران قلبي ، تنفسي و ريوي را آغاز كرده ايم كه هنوز ادامه دارد. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جام جم آنلاين: پژوهشگران پارک فناوري همدان موفق به طراحي و ساخت ماسک تصفيه هوا شدند که قادر است علاوه بر تصفيه کامل هوا، دماي آن را نيز مطلوب کند.
ميلاد آزاد منش مجري طرح در گفتگو با خبرگزاري مهر با بيان اين خبر افزود: اين ماسک داراي دو فيلتر است که يکي الکتريکي و ديگري کربنهاي فعال است که با استفاده از اين دو فيلتر، ذرات معلق در هوا را دريافت مي کند. همچنين اين ماسک قادر است بوي موجود در هوا را جذب کند. وي به مشکلات تنفسي مبتلايان به آلرژيهاي تنفسي و جانبازان شيميايي اشاره کرد و افزود: اين افراد زماني که هواي سرد را استنشاق مي کنند مجاري تنفسي آنها دچار سوزش مي شود. از اين رو اين ماسک مجهز به بخاري الکتريکي است و مي تواند هواي سرد موجود در محيط بيرون را گرم کند تا مشکلات اين افراد در روزهاي سرد رفع شود. آزادمنش به کاربردهاي اين سيستم اشاره کرد و اظهار داشت: مبتلايان به آلرژيهاي تنفسي، بيماران آسمي، جانبازان شيميايي، کارگران معادن و گلخانه ها و افرادي که با مواد شيميايي سرو کار دارند مي توانند از اين ماسک استفاده کنند. مجري طرح به مزاياي اين ماسک اشاره کرد و ادامه داد: تمام ماسکهاي موجود در بازار تنها هوا را تصفيه مي کند ولي اين ماسک قادر است علاوه بر اينکه ذرات معلق در هوا را دريافت و تصفيه مي کند بوهاي مختلف در محيط را جذب و هواي عاري از بو را به استفاده کننده ارائه دهد. اين مزيت براي افرادي که مبتلا به حساستهاي تنفسي هستند مفيد خواهد بود. وي با تاکيد بر اينکه نمونه اين طرح با حمايت پارک فناوري همدان ساخته شده است، خاطرنشان کرد: اميدواريم بتوانيم نمونه صنعتي آن را با همکاري و حمايت مرکز رشد دانشگاه بوعلي توليد کنيم. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در سال 1957 پس از آنکه شوروي سابق اولين ماهواره يا قمر مصنوعي زمين به نام «اسپوتنيک» را به فضا پرتاب کرد، ايالات متحده هم بيکار ننشست و سازمان پروژه هاي تحقيقاتي پيشرفته (DARPA) را به عنوان بخشي از وزارت دفاع ايجاد کرد که هدف آن پيشگامي ايالات متحده در علم و تکنولوژي مورد استفاده در ارتش بود. يکي از وظايف اين سازمان تحقيقاتي، تهيه برنامه يي براي ايالات متحده بود که پس از يک حمله اتمي، کنترلش را بر موشک ها و بمب افکن هاي خود حفظ کند. به اين ترتيب شبکه «آرپانت» که در حال حاضر به عنوان اينترنت شناخته مي شود، به وجود آمد. اولين اتصالات «آرپانت» در سال 1969 ايجاد و در اکتبر 1972 اين شبکه عمومي شد (البته نه براي تمام کشورهاي جهان). تقريباً 20 سال پس از پيدايش اينترنت، وب جهاني (www) به منظور ايجاد امکان تبادل عمومي اطلاعات بر پايه يک استاندارد فراگير متولد شد. اين شبکه به عنوان زيرساخت اينترنت مورد استفاده قرار گرفت. براساس گفته «تيم برنزلي» طراح شبکه استاندارد وب، اينترنت شبکه يي از شبکه ها بوده و اساساً از کامپيوترها و کابل ها ساخته شده است. وب يک فضاي خيالي شامل اطلاعات است. در اينترنت، اتصالات از طريق کابل هاي بين کامپيوترها و در وب، پيوندهاي فرامتني است. وب به دليل برنامه هايي که ميان کامپيوترهاي موجود در اينترنت ارتباط برقرار مي کند، وجود دارد. وب بدون اينترنت معنايي ندارد. از آنجا که مردم واقعاً به اطلاعات جديد علاقه مند هستند و در عين حال نمي خواهند مجبور باشند مطالبي در مورد کابل ها و شبکه ها بدانند، وب موجب شده است که اينترنت مفيد واقع شود. به دليل اطلاعاتي که در کل جهان بين کامپيوترها به اشتراک گذاشته شده است، به تدريج لازم شد اين اطلاعات نظم پيدا کند. در همين راستا موتورهاي جست وجوگر اينترنت به وجود آمد. اولين جست وجوگر اينترنت آرچي نام داشت که در سال 1990 به وسيله «آلن امتيج» يکي از دانشجويان دانشگاه مک گيل در مونترال کانادا ايجاد شد. اين برنامه با ايجاد يک پايگاه اطلاعاتي قابل جست وجو از اسامي فايل ها، فهرست فايل هاي موجود در سايت هاي FTP عمومي ناشناخته را در خود جاي داده بود. بعد از آن جست وجوگري به نام گوفر در سال 1991 به وسيله «مارک مک کاهيل» در دانشگاه مينه سوتاي ايالات متحده ساخته شد. در حالي که موتور جست وجوگر آرچي فايل هاي کامپيوتري را فهرست مي کرد، روش کار گوفر اين گونه بود که اسناد متني را ايندکس گذاري مي کرد. از آنجايي که اينها (متن هاي ايندکس گذاري شده) فايل هاي متني بود، اکثر سايت هاي گوفر پس از ايجاد شبکه جهاني وب، به وب سايت تبديل شدند. در سال 1993 يعني دو سال بعد يکي از دانشجويان دانشگاه ام آي تي امريکا به نام «متيو گري» اولين روبات جست وجوگر اينترنتي به نام world wide web wanderer را ساخت. اين روبات در ابتدا براي شمارش وب سرورها به منظور اندازه گيري گستردگي وب به کار گرفته مي شد. Wanderer از سال 1993 تا 1995 ماهانه ارتقا داده مي شد و بعدها نيز با ايجاد اولين پايگاه اطلاعات وب سايت ها به نام ونديکس، از آن براي به دست آوردن آدرس ها استفاده مي شد. يک روبات جست وجوگر در واقع برنامه يي است که به طور اتوماتيک ساختار فرامتني وب را با بازيابي يک سند يا تمام اسناد ارجاع داده شده در آن طي مي کند. گاه به روبات هاي وب، سيارهاي وب، وب خز يا عنکبوت مي گويند. در ابتدا روبات ها اندکي بحث برانگيز بودند چراکه حجم زيادي از پهناي باند شبکه را اشغال مي کردند و اين مساله گاهي باعث از کار افتادن کامپيوترهاي شبکه مي شد. در روبات هاي جديدتر تغييرات مهمي داده شده و در حال حاضر براي ساخت ايندکس ها اغلب موتورهاي جست وجوگر به کار مي روند. به طور مثال جست وجوگر گوگل از بيش از 150 هزار روبات جست وجوگر تشکيل شده است. در سال 1993 شش نفر از دانشجويان دانشگاه استنفورد امريکا موتور جست وجوگر اکسايت را عرضه کردند. اين جست وجوگر از تحليل آماري روابط کلمات براي کمک به روند جست وجو استفاده مي کرد. پس از يک سال جست وجوگر اکسايت ثبت شد و در دسامبر 1995 به صورت آنلاين شروع به کار کرد و در حال حاضر هم بخشي از جست وجوگر ASK محسوب مي شود. در سال 1994 هم جست وجوگر Elnet Galaxy به عنوان بخشي از کنسرسيوم تحقيقات MCC در دانشگاه تگزاس انتشار يافت و اکنون خود يک شرکت کامپيوتري مستقل است که حاوي ويژگي هاي جست وجوي گوفر و تل نت (موتورهاي جست وجوگر سابق) نيز هست. «جري يانگ» و «ديويد فلو» در سال 1994 جست وجوگر ياهو را تاسيس کردند. آنها کار را با ليست کردن وب سايت هاي محبوب خود شروع کردند. آنچه اين موتور جست وجو را محبوب و متفاوت کرده بود، اين بود که براي هر جست وجو علاوه بر آدرس آن، توضيح مختصري هم ارائه مي شد. موسسان ياهو توانستند در طول يک سال بعد دو برابر سرمايه اوليه خود را دريافت کنند و به يک غول اينترنتي تبديل شوند. در همان سال 1994 وب کرالر هم ارائه شد که اولين موتور جست وجوي کاملاً متني در اينترنت بود يعني براي نخستين بار تمام متن هر صفحه از وب را براي جست وجو علامت گذاري مي کرد. inktomi يک موتور جست وجوي دايرکتوري داراي تکنولوژي «استنباط مفهوم» را معرفي کرد. طبق گفته اين کمپاني فناوري استنباط مفهوم از تجزيه و تحليل انساني استفاده مي کند و عادت هاي يکساني را براي تحليل کامپيوتري پيوندها، کاربردها و ساير الگوهاي تشخيص سايت هاي محبوب تر و پرکارتر به کار مي برد. جالب اينکه اين جست وجوگر در سال 2003 به وسيله شرکت ياهو خريداري شد. گوگل در سال 1997 در دانشگاه استنفورد به عنوان بخشي از يک پروژه تحقيقاتي به وسيله «سرگئي برين» و «لري پيج» ساخته شد. اين موتور جست وجو با استفاده از پيوندهاي دروني، سايت ها را رتبه بندي مي کند و به جست وجوي آنها مي پردازد. در سال 1998 جست وجوگر MSN از شرکت مايکروسافت شروع به کار کرد که البته همراه با ويندوز که سيستم عامل اصلي بود، به کاربران معرفي شد. عرضه MSN سيستم عامل ويندوز يکي از مهم ترين دلايل موفقيت و پيشرفت اين موتور جست وجوگر بود. در همان سال 1998 جست وجوگر open Director هم شروع به کار کرد که طبق گفته اين سايت جست وجوگر يادشده بزرگ ترين و کامل ترين دايرکتوري تنظيم شده به وسيله افراد در وب است که توسط انجمن جهاني ويرايشگران داوطلب متشکل از افراد علاقه مند به اين تکنيک، ساخته شده و نگهداري مي شود. جست وجوگر فايرفاکس به معناي روباه آتشين هم سرانجام يکي از آخرين و جديدترين جست وجوگرهاي اينترنت است که با روشي ويژه به کمک کاربران آمده است. در مدت زمان کوتاهي که از عرضه فايرفاکس مي گذرد، چنان جلب توجه کرده و پيشرفتي باورنکردني داشته است که سال گذشته ميلادي از طرف مجله معتبر PCWorld به عنوان بهترين نرم افزار دنياي کامپيوتر معرفي شد و توانست مدعيان مطرحي همچون گوگل و ياهو را پشت سر گذارد. اين در حالي است که امروزه استفاده از موتورهاي جست وجوگر در اينترنت براي اکثر افراد به ويژه در ايالات متحده به يک عادت تبديل شده است زيرا امريکا بيشترين تعداد کاربر اينترنتي را در جهان دارد و استفاده از اينترنت بدون موتورهاي جست وجوگر بي معنا است. اين دستاورد براي تکنولوژي که عمر آن 15 سال بيشتر نيست، بسيار مهم و حائز اهميت بوده و هم اکنون نيز روزبه روز در حال گسترش و پيشرفت است. منبع: روزنامه اعتماد
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سالانه 325هزار تن زباله به حوضه رودخانههاي كرج و جاجرود وارد ميشود علاوه براين، فاضلابهاي ناشي از فعاليت 40واحد نظامي و بيش از 200رستوراني كه در حاشيه اين رودخانهها و حوضه لتيان واقع شده اند، به اين رودخانهها كه تامينكننده آب شرب تهران هستند راه مييابد. اين در حالي است كه 4هزار واحد كارگاهي آلاينده كه بهصورت غيرقانوني فعاليت ميكنند در حوضه سد ماملو واقع شدهاند. اين آمار نگرانكننده را مديركل محيطزيست استان تهران، در جمع مشتاقان محيطزيست در سالن همايش خانه هنرمندان اعلام كرد. دكتر محمدباقر صدوق در اين جمع از 21معدن فعال و 16 معدن غيرفعال، ساخت وسازهاي لجام گسيخته در حاشيه رودخانههاي كرج و جاجرود و نيز كشتارگاههايي كه بدون سيستم تصفيه فاضلاب در حاشيه اين رودخانهها فعاليت ميكنند بهعنوان ديگر منابع آلاينده آب شرب تهران ياد كرد. وي همچنين نبود سيستم فاضلاب را در آلودگي آب شرب بخشي از تهران بهويژه جنوب و جنوب شرقي اين كلانشهر مؤثر دانست. اين مدير با سابقه محيطزيست كه سال گذشته با وجود ميل باطني خود به مديريت محيطزيست استان تهران منصوب شد، هفته قبل نسبت به آلودگي آب پايتخت هشدار داد و گفت: آب شرب تهرانيها آلوده به نيترات است. خبري كه مدير آبوفاضلاب استان تهران را برآن داشت تا همان شب به وي زنگ بزند و ضمن گلهگذاري يادآور شود كه تمام تلاش مسئولان آبوفاضلاب صرف كميت آب ميشود؛ اما مولايي به اين گلهگذاري هم بسنده نكرد و عباس حاجحريري، مشاور خود را به سالن همايش خانه هنرمندان فرستاد تا در اين نشست زيستمحيطي از عملكرد سازمان متبوع خود دفاع كند. ساخت و سازهاي لجام گسيخته در اين نشست، صدوق در بخشي از سخنان كوتاه خود با اشاره به اينكه در مصوبات سال79براي جلوگيري از آلودگي آب براي تمامي ساختوسازها در حاشيه رودخانهها تعيين تكليف شده است،بيان داشت: با آنكه بارها در اين زمينه هشدار دادهايم و مثل روز روشن است كه ساختوساز در حاشيه رودخانههاي كرج و جاجرود و حوضه لتيان باعث آلودگي آب شرب ميشود اما متأسفانه پول حرف اول را ميزند به همين دليل اين ساختوسازها بيمحابا ادامه دارد. اين معضلي است كه محيطزيست به تنهايي از پس آن بر نميآيد و براي مقابله با آن نياز به همكاري ساير نهادها دارد. مديركل محيطزيست استان تهران افزود: وزارت نيرو بيشتر در جهت كميت آب تلاش ميكند؛ اين در حالي است كه تمام تلاش محيطزيست در بخش آب روي كيفيت متمركز شده است. وي به نكته ديگري اشاره و عنوان كرد : الان مسئله ساماندهي مشاغل مطرح است اما از نظر ما ايجاد هر شغل جديد در تهران خيانت است چرا كه وقتي يك شغل ايجاد ميشود يك نفر از شهرستان به شهروندان تهراني افزوده ميشود بعد هم خانوادهاش به او ميپيوندد. اين فرد نياز به آب، مسكن و ساير تسهيلات دارد در حالي كه مدتهاست ظرف تهران پر شده و توان پاسخگويي به نيازهاي جديد را ندارد. اين طرز نگاه ناشي از آن است كه آلودگي خاك و آب هنوز براي مسئولان ملموس نيست. صدوق ضمن انتقاد از بيتوجهي به مسائل زيست محيطي تصريح كرد: بخش عمدهاي از معضلات محيطزيست ناشي از بيتوجهي مسئولان به مسائل زيست محيطي است. اين بيتوجهي و طرز تلقي سبب شده كه مسئولان تنها در مناسبتهايي نظير هفته هواي پاك به مسئلهاي بپردازند اما پس از آن موضوع به كلي فراموش ميشود. خط قرمز وزارت نيرو كيفيت است مهندس عباس حاج حريري، كه سالها مسئول كيفيت آب تهران بوده، پس از سخنان صدوق به جايگاه رفت تا سازمان آب و فاضلاب را از اتهامي كه متوجه آن شده بود تبرئه كند. وي با اشاره به اينكه خط قرمز وزارت نيرو در تامين آب شرب، كيفيت است، گفت: شركت آبوفاضلاب به شدت نگران كيفيت آب تهران است بر اين اساس، همواره اين شركت تلاش كرده است تا آب شرب تهرانيها مطابق با استاندارد باشد. استاندارد آب و فاضلاب در حال حاضر، استاندارد ايران و استاندارد سازمان بهداشت جهاني است؛ ضمن آنكه استاندارد 1053 نيز در حال روزآمد شدن است كه اين استاندارد نسبت به ساير استانداردها سختگيرانهتر است. وي افزود: سازمان ملل شاخصي به نام « تنشهاي آبي» تعريف كرده كه براساس آن سرانه مصرف آب براي هر نفر در سال، 1700مترمكعب است. اين ميزان براي كشورهاي در حال توسعه 4000متر مكعب اعلام شده است. براساس اين شاخص، از 1000متر كمتر، كم آبي و از 500متركمتر، كمآبي مطلق محسوب ميشود؛ ضمن آنكه بنا بر شاخص بانك جهاني ميزان مصرف آب شرب براي هر نفر در سال 1001متر و براي مصارف شهري 100متر مكعب تعيين شده است. گرچه اين آمارها بدون غرض تهيه نشده اما واقعيت اين است كه امكان مقايسه با اين شاخصها وجود ندارد. دكتر اسماعيل كهرم، استاد محيطزيست از ديگر سخنرانان اين نشست بود. وي با تاكيد بر اهميت آب گفت: آب تهران به نيتراتها و نيتريتها و ازت آلوده است. اين به معناي آن است كه آب شرب تهران بيش از هر شهري آلوده است؛ علت آن هم وجود چاههاي جذبي بيشمار فاضلاب است كه فضولات انساني حاوي آمونياك از طريق آن به سفرههاي زيرزميني آب راه مييابد.وي ضمن انتقاد از نبود سيستم فاضلاب شهري در تهران ابراز داشت: مادامي كه مشكل شبكه فاضلاب در تهران برطرف نشود و اين شهر به سيستم اگو تجهيز نشود اين وضعيت ناگوار ادامه خواهد داشت؛ وضعيتي كه سبب شيوع بيماريهايي چون بلو بيبي در كودكان ميشود. نوك انگشتان دست كودكان مبتلا به اين بيماري در مرحله اول آبي ميشود و سپس به حالتي در ميآيد كه در مواردي به قطع نوك انگشت ميانجامد. بيماري تنگي نفس نيز از ديگر عواقب ورود آمونياك و نيترات به آب آشاميدني است كه افراد بزرگسال به آن مبتلا ميشوند. اين گزارش ميافزايد، ابتداي اين نشست، فيلمي درباره آلودگي آب تهران كه محمدعلي اينانلو آن را به سفارش اداره كل محيطزيست تهران ساخته بود نمايش داده شد؛ فيلمي كه پخش آن از سيما ميتواند باعث برانگيختن حساسيت مسئولان و مردم نسبت به آلودگي آب شود. بايد ديد مسئولان سازمان محيطزيست ميتوانند زمينه را براي پخش اين فيلم آماده كنند يا نمايش آن به همان سالن كوچك محدود ميشود؟ منبع: همشهری آنلاین |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگرانيها در مورد آلودگي هوا و بالارفتن ميزان آلايندههاي صنعتي آسمان تهران در حالي عميقتر ميشود كه براساس اظهارات مسئولان اجرايي در حوزه سلامت شهري، معضل، گستردهتر و پيچيدهتر از موضوعي است كه برنامهريزان در سطوح بالاي مديريتي عنوان ميكنند و با ارائه طرحها و راهكارهاي مقطعي سعي در حل آن دارند چرا كه از ديدگاه اين افراد، مشكل، مشكل امروز و ديروز نبوده كه بتوان با بررسيهاي نظري و تكبعدي در مورد آن تصميمسازي و برنامهريزي كرد؛ مشكل در سالهاي دورتر و مديريتهاي پيشين شهري و زيستمحيطي ريشه دارد؛ يعني زماني كه مديران بدون توجه به معضلات پيش رو اقدام به صدور مجوزهاي توليد خودرو و موتورسيكلت و استقرار صنايع در حريم تهران ميكردند. مروري بر چگونگي شكلگيري صنايع در اطراف پايتخت و استانداردهاي كارخانههاي توليد اين وسايلنقليه بر اين مسئله صحه ميگذارد كه چگونه تهران با سكوت به سمت بحران سوق داده ميشد و مدعيان حفظ محيطزيست كه امروزه با لحن دلسوزانه و نرمتري از ارتباط مستقيم زندگي مردم با محيطزيست سخن ميگويند بيمحابا مجوز صادر ميكردند و خودرو توليد ميشد؛ خودروهايي كه احتراق ناقص داشتند و هيچگونه تست بخار بنزين و هيدروكربنهاي خاص از آنها صورت نميگرفت و درحال حاضر نيز كه شهرداري در قالب طرح ويژهاي خودروها را مورد معاينه فني قرار ميدهد معلوم نيست كه تأثير آن چه زماني بروز كند؛ چرا كه به گفته وحيد نوروزي، مديرعامل ستاد مركزي معاينه فني شهرداري تهران، طرح معاينه فني كه با همكاري عوامل بازدارنده صورت ميگيرد در كوتاهمدت بهكاهش آلودگي هوا كمك نكرده و تأثير آن در درازمدت مشخص خواهد شد. يوسف رشيدي، مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا، تأثير آلودگي هوا را به همان اندازه سالهاي اهمال و بيتوجهي بلندمدت دانسته و ميگويد: «آلودگي هواي تهران بهقدري بحراني شده كه بايد به اندازه تمام هزينههاي استقرار صنايع و توليد خودروهاي غيراستاندارد در مورد آن هزينه كرد تا شايد قابلتحملتر شود». او با تأكيد بر اين نكته كه هنوز نيز تست بخارهاي بنزين و هيدروكربنهاي متصاعد از خودرو از خودروهاي سطح شهر صورت نميگيرد ميافزايد: «هرچند از اول امسال SHED اجباري شده و صاحبان خودرو ملزم به انجام آن هستند اما پيش از اين برخي خودروسازان به جذب بخارات بنزين توجه نداشتند و اين امر موجب ميشد ميزان قابلتوجهي بخارات بنزين از باك به هوا وارد شده و توليد آلودگي كند و مديران محيطزيست به اين موضوع توجه نداشتند و تست فقط از اگزوز صورت ميگرفت درحاليكه همين بخارهاي بنزين كه از باك خودروها در هوا متصاعد شده، در تهران معضلي بهوجود آورده است بهنام معضل هيدروكربنها كه چندين برابر حد استاندارد است و ما استانداردي براي اين نوع آلاينده در هواي آزاد نداريم.» اين مسئول اجرايي در شركت كنترل كيفيت هوا معتقد است: « وقتي ما اين موضوع را با استانداردهاي اروپا مقايسه ميكنيم ميبينيم كه چندين برابر هيدروكربنهاي موجود در هواي كشورهاي اين قاره است. مسئولان اگر در جايي اگزوز را كنترل كردهاند جاي ديگر بخارات ناشي از بنزين را در هوا منتشر كردهاند و اين موضوع اقدام قبلي را نيز تحتالشعاع قرار داده و ما عملا شاهد اهمال و بيتوجهي در اينزمينه هستيم.» از ديدگاه رشيدي، مشكل ديگري كه آلودگي تهران را از همان سالها موجب شد و در حال حاضر به آن دامن ميزند فقدان برنامه جامع است كه تهران را دچار آسيبهاي جدي زيستمحيطي كرده است، چراكه اگر در تهران برنامه جامع، تدوين و مديران براساس آن حركت ميكردند هرگز وضعيت به صورتي كه هست درنميآمد. از سوي ديگر به موازات بيتوجهي به اين مقوله، حملونقل عمومي نيز مغفول مانده و در طول سالهاي گذشته اقدام مناسبي در اينزمينه صورت نگرفته است. با اينهمه امروزه شهروندان تهران قرباني همان مدعياني شدهاند كه در آن سالها، منافع فردي را بر منافع جمع ترجيح ميدادند؛شرايطي كه هادي هاشمي، رئيس پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ از آن تحت عنوان زمينگيرشدن در تهران تعبير كرده و عملكرد مسئولان خودروسازي و محيطزيست را در اين ارتباط بسيار مخرب ميداند. او ميگويد: « به علت خلأ قانوني و قانون ضعيف ما در تهران زمينگير شدهايم و آلودگي در حال افزايش است. 3 ميليون و 600 هزار دستگاه خودرو وجود دارد درحاليكه ظرفيت عبوري اين شهر 500 هزار دستگاه است.» اين مقام مسئول در پليس راهنمايي و رانندگي معتقد است كه سياستگذار و توليدكننده خودرو هر دو جزو خانواده وزارت صنايع هستند و ضعف مسئولان در اين دو زمينه موجب ميشود اتومبيلهايي مانند P.K و Roa كه اتومبيلي قاچاق است و موتور آن را از يك جا آوردهاند و اتاقك آن را از جاي ديگر و چيز ساختگي و دستسازي است، از طرف وزارت صنايع تائيد شوند و نميدانيم كه چرا سازمان حفاظت محيطزيست كه سازمان مستقلي است و متولي امر بهبود محيطزيست، خودش عضو اين سازمان شده است. از ديدگاه هاشمي «مشكل در خود اين سازمانها بوده كه هم در اجراي قوانين و هم در پيشگيري از آلودگي هوا كوتاهي كردهاند و در حال حاضر ما به نقطهاي رسيدهايم كه حتي مأموران ما در راهنمايي و رانندگي از شدت آلودگي هوا سركار نميروند و اين يعني بحران». تهران 87- لندن 1952 براساس آمار و ارقام، بيش از 80 درصد آلايندهها در هواي تهران به خودروها و موتورسيكلتهايي مربوط ميشود كه در سطح شهر تردد ميكنند و به گفته مسئولان معاينه فني داراي احتراق ناقصي هستند. هرچند اين آمار و ارقام خود گواه عمق فاجعه است اما صحبتهاي مديرعامل شركت بازرسي كيفيت استاندارد خودروسازان محيطزيست اين فاجعه را روشنتر ميكند. قناتي ميگويد: « استانداردي كه اتومبيلها در كشورهاي اروپايي دارند استاندارد يورو4 است و اين استاندارد در ايران يورو2 بوده كه نشان ميدهد ميزان آلايندههاي خودروهاي اين كشورها نصف و حتي كمتر از خودروهاي ايراني است و خودروها در تهران آلايندگي بالايي دارند كه اين موضوع به كيفيت تكنولوژي خودروها و سوختشان مربوط ميشود». هرچند او استانداردهاي خودورهاي موجود در ايران را يورو2 اعلام كرده و معتقد است كه در صدور مجوز به كارخانههاي توليد خودرو به اين استانداردها توجه شده اما به گفته مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا تا سال 80 خودروهاي كشور استاندارد يورويك را داشتهاند و اين موضوع در آن زمان بيشترين درصد تخريب را بر محيطزيست تهران بهوجود آورده و آلودگي امروز هواي تهران معلول همين مسئله است؛ موضوعي كه مديركل محيطزيست استان تهران نيز به آن اذعان داشته و معتقد است: «درحال حاضر بسياري از خودروها استاندارد يورو يك را دارند و استانداردها در صدور مجوز توليد مغفول مانده و ما تأثير اين بيتوجهي را امروز با بيماريهاي مختلف حس و درك ميكنيم». محمدباقر صدوق ميگويد: «شركتهاي توليد خودرو در داخل با فروش اقساطي خودروها بيشترين جرم را در افزايش آلودگي هواي تهران مرتكب شدهاند، چرا كه با اين اقدام، شهر را پر از ماشينهايي كردهاند كه با احتراق ناقص خود بحران آفريدهاند و آلايندههاي منواكسيد كربن، اكسيدهاي ازت و هيدروكربنهاي نسوخته به گونهاي در شهر پراكنده شدهاند كه ديگر جايي براي نفسكشيدن باقي نميماند.» درست مانند اتفاقي كه در سال 1952 در لندن افتاد و در فاجعه عظيم مهدود شيميايي اين شهر، بيش از 4هزار نفر از شهروندان در عرض فقط 3 روز جان خود را از دست دادند. در آن سال دود زغالسنگ عامل مهم آلودگي در هواي شهرهاي اروپايي بود و معضلاتي همانند معضلات امروز تهران ايجاد كرده بود. هرچند در تهران آمار و ارقام رسمي از ميزان مرگوميرها براثر آلودگي هوا منتشر نشده و مسئولان بسته به حوزه مديريت خود آمار ضدونقيضي از آن ارائه ميدهند اما اظهارات برخي مسئولان در حوزه سلامت گوياي آن است كه موضوع آلودگي هوا هر روز ابعاد پيچيدهتري به خود گرفته و كيفيت زندگي شهروندان تهراني را تحت تاثير قرار ميدهد. روزانه 20 هزار ليتر سم در ريههاي تهرانيها به گفته كارشناسان بهداشت هر فرد به طور متوسط روزانه 20هزار ليتر هوا تنفس ميكند كه در تهران به علت وجود آلايندههاي صنعتي اين معادله برعكس بوده و آنها روزانه همين مقدار گازهاي سمي وارد ريههاي خود ميكنند كه در اين فرايند ذرات درشت دود در قسمتهاي فوقاني دستگاه تنفسي تجمع كرده و موجب اختلال در ترشحات بيني و سينوسها ميشوند و ذرات ريز نيز در راههاي عميقتر ريهها نفوذ كرده و حجم بالاي اين ذرات باعث اشكال در تنفس افراد مبتلا به آسم، برونشيت مزمن، آمفيزم و ديگر بيماريهاي ريوي ميشود و در بسياري از موارد به مرگ زودرس سالمندان نيز ميانجامد. از ديدگاه آنها گاز منواكسيد كربن كه بيشترين ميزان آلايندهها در هواي تهران را تشكيل ميدهد حمل اكسيژن خون به مغز، قلب و اعضاي ديگر را مختل كرده و افرادي كه به امراض قلبي مبتلا هستند به علت كاهش اكسيژن خون در معرض خطر مرگ قراردارند. بررسي آمار و ارقام پزشكي قانوني كه در اختيار سازمان بهشتزهرا گذاشته شده است به بالا بودن اين آلاينده در هواي تهران صحه ميگذارد. مطابق آمار اين سازمان طي 7 سال اخير بيماريها و ايست قلبي همواره اولين عامل فوت شهروندان تهران بوده و در سال جاري نيز به علت بحراني شدن اين معضل اين روند ادامه دارد. مصطفي غفاري، رئيس مركز سلامت محيط كار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در خصوص عوارض آلودگي هوا بر سلامت شهروندان ميگويد: در حال حاضر ميزان آلايندههاي هواي تهران بالاتر از حد مجاز بوده و همين مسئله عوارضي را در افراد ايجاد ميكند كه در بسياري موارد كشنده هستند. او ميافزايد: «منواكسيدكربن به عنوان اولين آلاينده تهران در درازمدت به سفت شدگي جدار عروق يعني تصلب شرايين منجر شده و افرادي كه با ميزان بالايي از آن مواجهند جزو بيماران قلبي- عروقي و سكتهاي محسوب ميشوند و اين در حالي است كه اين آلاينده عوارض ديگري نيز دارد كه گوش درد و اونيت گوش از جمله اين عوارض است.» او در ادامه مي گويد: « ذرات معلق نيز كه بعد از منواكسيدكربن بيشترين درصد آلايندهها در هواي تهران را به خود اختصاص ميدهد موجب بروز اختلالات تنفسي شده و به نارساييهاي تنفسي ميانجامد كما اينكه اختلالات يادگيري در كودكان را نيز موجب ميشود.» هرچند اين مسئول اجرايي در وزارت بهداشت نيز همانند ديگر مسئولان از ارائه آمار و ارقام در اين زمينه خودداري ميكند اما براساس اظهارات كارشناسان بهداشت بيش از 47درصد مرگوميرها در تهران به علت بيماريهاي قلبي- عروقي بوده و در روزهاي اول افزايش آلودگي تعداد مرگوميرها نسبت به مدت مشابه 2 برابر افزايش داشته است. هرچند اين افزايش مربوط به هفتههاي اوج آلودگي هواي تهران بوده و نگرانيهايي را در سطح گسترده برانگيخت. اما بررسي اعداد و ارقام مرگوميرها در 9ماه سالجاري نسبت به 9 ماه سال گذشته گوياي آن است كه به نسبت افزايش آلودگي هوا، ميزان مرگوميرها براثر بيماريهاي ناشي از اين عامل بالا رفته و سالانه درصد بيشتري از شهروندان تهراني را به كام مرگ ميبرد، به گونهاي كه مطابق آمار سازمان بهشتزهرا كه از آمار و ارقام سازمان پزشكي قانوني استخراج شده، مرگومير بر اثر بيماريهاي تنفسي چندين برابر افزايش داشته و نسبت به سال گذشته روند روبه رشدي را نشان ميدهد. براين اساس مرگومير براثر بيماريهاي تنفسي با 520درصد افزايش و بيماريهاي ريوي با 174درصد افزايش، گوياي بحرانيتر شدن فاجعه آلودگي هواست. هرچند در اين بررسيها، مرگومير براثر بيماريها و ايست قلبي نسبت به سال گذشته تفاوت معناداري را نشان ميدهد و 46درصد افزايش داشته است اما بايد توجه داشت كه افزايش بيماريهاي تنفسي موضوعي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذشت. منبع: همشهری آنلاین |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آلودگي آبهاي تهران همواره از موضوعاتي بوده كه در چند سال اخير نگرانيهاي مسئولان اجرايي در حوزه شهري و بهداشت و درمان را برانگيخته و هر روز كه ميگذرد ابعاد تازهتري به خود ميگيرد به گونهاي كه در روزهاي اخير يكي از اعضاي كميسيون بهداشت و درمان از راه يافتن فاضلاب به آبهاي زيرزميني خبر داده و نگرانيهاي موجود را عميقتر ساخت. هرچند اين موضوع بارها و بارها از ابعاد شهري و سلامت، مورد توجه قرار گرفته، اما اميرهوشنگ محمدعلي زاده، فوق تخصص گوارش و كبد كه مقالههايي نيز در اين ارتباط دارد به عوارضي اشاره ميكند كه كمتر به آن پرداخته شده است. آنچه در زير ميآيد گفتوگوي همشهري با اين متخصص گوارش و كبد است.
بيشترين بيماريهايي كه در اثر آلودگي آبها به وجود ميآيد بيماريهاي گوارشي است و آب آلوده موجب ايجاد عفونت باكتريال در دستگاه گوارشي ميشود، به گونهاي كه و با يكي از اين بيماريهايي است كه بر اثر مصرف آب آلوده بروز ميكند و اپيدميهايي كه در مورد وبا به وجود آمده اغلب از اين راه بوده و علاوه بر آن يكي از راههاي ابتلا به هپاتيت A و E نيز همين مسئله است و آب آلوده ميتواند در ابتلا به اين بيماريها تاثير سوئي داشته باشد و در مجموع بايد گفت كه آب آلوده يك منشأ مهم براي انتقال ويروسها و باكتريها به دستگاه گوارش محسوب ميشود.
خوشبختانه در ايران اپيدميهاي خطرناك منتقل از آب نداشتهايم و مشكل جاهايي بوده كه بهداشت فردي رعايت نميشده است.
برعكس ايران، ما در كشورهاي همسايه از جمله عراق، افغانستان و پاكستان به كرات اين اپيدميها را كه ناشي از آلودگي آبهاي شرب بوده داشتهايم ولي بايد توجه داشت كه ايران از اين لحاظ وضعيت قابل قبولي دارد.
از آنجا كه آبهاي معدني از نقاط كوهستاني تهيه ميشود نميتوان ادعا كرد كه 100درصد سالم بوده و احتمال آلودگي آب نميرود چراكه در برخي كشورها كه از آبهاي كوهستاني استفاده ميكردهاند يكسري عفونتهاي انگلي در مصرفكنندگان به وجود آمده كه اين عفونتها با نفخ و اسهال توأم بوده است و اين احتمال در مورد آبهاي معدني هم وجود دارد، هرچند تاكنون تحقيقاتي در اين زمينه صورت نگرفته است.
نيترات حتي در درصدهاي پايين نيز مضر است به ويژه اينكه اگر آب مصرفي آب چاه باشد چرا كه آب چاه نيترات بالايي نسبت به ديگر منابع آب دارد و در مجموع صدماتي به بافت معده وارد ميآورد و به تغيير شكل سلولهاي معده ميانجامد و اين در حالي است كه در بلندمدت مشكلات مختلفي را در دستگاه گوارش ايجاد كرده و در معده نيز به سرطان منجر ميشود.
غذاهايي كه به طريق غيرخانگي تهيه ميشود مانند Fast foodها و غذاهاي كنسرو شده اگر درصد نيتراتشان بالا باشد بافتهاي معده را به بافت ملتهب تبديل كرده و ناراحتيهاي شديد معده به وجود ميآورند. متاسفانه اتفاق بدي كه در سالهاي اخير در ايران افتاده شيوع بيش از حد بيماري ريفلاكس (بازگشت محتويات معده) است كه علت آن استفاده از بيش از حد از سسها به ويژه سس قرمز است و مردم اصولا با دردهاي شديد معده به پزشك مراجعه ميكنند و اين موضوع كيفيت زندگي و خواب افراد را مختل ميسازد.
در مورد راههاي انتقال هپاتيتA بايد بگويم كه عوامل ايجاد آن آب آلوده، غذاي آلوده و عدم رعايت بهداشت دستها در حين تهيه غذاست كه بسته به ميزان آلودگي، شدت و ضعف دارد و در هپاتيتE نيز تقريبا انتقال از اين راهها اتفاق ميافتد، اما در مورد انواع ديگر هپاتيت، هپاتيتB و C داستان به صورت ديگري است.
در هپاتيت B بيشترين راههاي انتقال راههايي است كه با تزريق در ارتباط است و اين راهها عبارتند از خالكوبي، حجامت غيربهداشتي، سوراخ كردن گوش به صورت غيربهداشتي، تزريق موادمخدر از طريق سرنگهاي مشترك و خرد كردن اجسام خارجي در لب و زبان. البته در مطالعهاي كه در اين ارتباط در كشور داشتيم اين نتايج براي ما حاصل شد كه انتقال داخل خانوادگي نيز يكي از راههاي انتقال هپاتيتB است، به عنوان مثال اگر فردي مبتلا به هپاتيت B باشد و اعضاي ديگر خانواده نيز عمل واكسيناسيون را انجام نداده باشند احتمال انتقال آن به ديگر اعضاي خانواده وجود دارد و افراد خانواده براي جلوگيري از ابتلا به اين نوع از هپاتيت حتما بايد عمل واكسيناسيون را انجام دهند. موضوع مهمي هم كه در اين ارتباط بايد مورد توجه بيشتري قرار گيرد موضوع روابط جنسي با افراد مشكوك است كه اين رفتار جنسي ميتواند انتقال هپاتيت B و C را افزايش دهد و از ديگر راههاي انتقال اين نوع هپاتيت انتقال از مادر به فرزند است كه براساس تحقيقات صورت گرفته اين راه انتقال بيشتر در كشورهاي جهان سوم بوده كه هم در حين زايمان احتمال انتقالش وجود دارد و هم بعد از تولد بچه در سالهاي اول از مادر به فرزند ميتواند منتقل شود.
براساس نموداري كه در اين ارتباط داريم كشور ما در منطقه پايين به سمت متوسط واقع شده و اين گوياي آن است كه ما يك منطقه بالا از نظر شيوع هپاتيت B نيستم و منظور از منطقه متوسط يعني يك تا 2درصد كل جمعيت كشور داراي چنين وضعيتي هستند و در مورد هپاتيتC نيز آمار به اين صورت است يعني پايين به متوسط ولي تصورم اين است كه در سالهاي اخير با توجه به شيوع رفتارهاي پرخطر اين آمار بالا برود هرچند در حال حاضر درصد ابتلا به هپاتيت C در كشور پايينتر از هپاتيت B است.
چنانكه درمان هپاتيت نوع C را دير شروع كنيم يا آن را رها كنيم در اكثر موارد اين بيماري به كبد صدمات مزمن وارد ميآورد بهگونهاي كه بافت كبد تخريب و يك بافت كلاژن و بافت اضافه بينابين سلولهاي كبدي به وجود ميآيد و در اين شرايط سلولهاي كبد از بين رفته و كبد كوچك ميشود و فعاليت آن اختلال شديد پيدا ميكند و اگر بيماري توأم با التهاب و ورم كبد باشد بافتهاي نابجاي كلاژن و فيبروز در كبد ايجاد و كبد دچار اختلال عملكرد ميشود و زماني كه اين اتفاق افتاد عوارضي از قبيل اختلال انعقادي بيمار را تهديد ميكند و فعاليت انعقادي فرد مختل ميشود چون كبد يكي از اندامها و ارگانهاي اساسي براي توليد فاكتورهاي انعقادي است، در چنين حالتي اختلال با خونريزيهاي متعدد و خودبهخودي ميتواند همراه باشد و اين خونريزي در هر جاي بدن ممكن است اتفاق بيفتد. بنابراين سنتز پروتئينها براي بيمار مختل شده و كبد نميتواند آلبومين بسازد و فرد همانند كسي ميشود كه اختلال تغذيهاي دارد و غذا وارد بدنش نميشود چون نميتواند آلبومين را بسازد و از آنجا كه پروتئين نقش اساسي در دفاع بدن دارد بنابراين با كاهش آن سيستم بدن از نظر دفاعي ضعيف شده و به اصطلاح شكم آب ميآورد. منبع: همشهری آنلاین |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد(فائو) اعلام کرد: کمبود آب لوله کشی و بهداشتی ممكن است به دومین بحران جهانی منجر شود. به گزارش شبكه خبر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی خبرگزاری آنسا، پاسکوآله استدوتو، رئیس توسعه و اداره آب سازمان خوار بار و کشاورزی ملل متحد در گزارشی اعلام کرد: تنش های جهانی درباره موضوع آب افزایش یافته است به اندازهای که کمبود آب لوله کشی ممكن است به دومین بحران جهانی تبدیل شود. به عقیده استدوتو، لازم است در این زمینه تغییر مسیر انجام شود و در این جهت تنها راه حل، همکاری بینالمللی است. بر اساس این گزارش، در حال حاضر بیش از 2میلیارد نفر در جهان به سرویس های بهداشتی دسترسی ندارند و یک میلیارد نفرآب تمیز در اختیار ندارند و یک میلیارد نفر نیز در مناطقی که با کمبود آب مواجه هستند،زندگی می کنند |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به خاطر نميآورد كه جز با ديدن يك بطري كوچك پلاستيكي آن هم درون يك مخزن زباله از چيز ديگري تا اين اندازه خوشحال شده باشد.تمام روزش را داخل مخازن زباله سرك ميكشد؛ گوني پلاستيكي بزرگي كه به كولش ميگيرد با قد و قوارهاش برابري ميكند؛ تمام بستههاي زباله را يكي يكي با دقت وارسي ميكند و ضايعات و پلاستيكهاي خشك و به درد بخور را جدا ميكند و حتي كيسههاي زبالهاي كه توسط يك شهروند بسته بندي شده را هم تخليه و آن را روانه گوني خود ميكند. حميد كه تنها 16 سال دارد گوني زرد رنگ بزرگي به دوش گرفته، ميگويد: چون قدم هم اندازه مخازن زباله است نميتوانم به بعضي پلاستيكها و بطريهاي انتهاي مخزن برسم اما بيشتر از همه وقتي گربهاي داخل مخازن ميبينم كه گوشهاي كز كرده و به من خيره ميشود وحشت ميكنم حتي اين گربهها به من حمله ور شدهاند. وي تمام حواسش را به گوني زباله اش مي دهد:" تمام زبالههايي كه جمع ميكنم كيلويي 100 تومان ميفروشم. چوب دستي بزرگش را داخل جوي آب مياندازد و با يك حركت سه بطري نوشابه از داخل آب بيرون ميآورد، خودش را فريدون معرفي مي كند و ميگويد: "پلاستيك، آلومينيوم، بطري و شيشه جمع ميكنم، كارتن كيلو 50 تومان و بطريها كيلويي 150 تومان، روزانه 12 تا 17 هزار تومان درآمد دارم؛ شبها هم خواب مخازن زباله را ميبينم، اگر يك روز شانس يارم باشه خرت و پرتهاي خوبي از زبالهها پيدا ميكنم اما اگر بدشانسي بياورم از مخازن زباله چيزي گيرم نميآيد." "عنايت تمام مخازن زباله خيابان انقلاب و كوچه پس كوچههايش را وارسي ميكند. او ميگويد: اگر كارگرهاي شهرداري ما را ببينند بارمان را ميگيرند، اما اگر طي روز پلاستيك هاي با ارزش گيرمان بيايد يا ميبريم شوش و يا شهر ري، گاهي هم در خيابان اتابك آنها را مي فروشيم. عنايت ادامه ميدهد: بيشتر روزها هشت تا 10 كيلو پلاستيك جمع ميكنم.حميد، عنايت و فريدون فقط سه نفر از ميان هزاران زباله فروش در تهران هستند كه مسئولان شهري به آنها لقب زباله دزد ميدهند ، اما باز هم انگار كه مسئولان هيچ يك از آنها را نميبينند و به نظر ميرسد حتي اگر اين دلالان زباله ديده شوند راهي براي كنترل آنها وجود ندارد. عيديان قائم مقام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران، در اين ارتباط به "ايلنا"، ميگويد: زباله دزدها و افرادي كه تا كمر درون مخازن زباله مي روند نه تنها محيط را آلوده ميكنند، بلكه به مخازن آسيب ميزنند و آلودگي بصري ايجاد ميكنند، حتي خودشان درمعرض انواع آلودگي و مريضي هستند." شهرداري نميتواند براي هر كدام از زباله دزدها يك مامور بگذارد چرا كه نه امكاناتش را دارد و نه مي تواند با آنها برخورد كند؛ وزارت بهداشت، نيروي انتظامي و قوه قضائيه بايد به كمك شهرداري بيايند و اين معضل را برطرف كنند." به گفته اين مقام مسئول، در دنيا با چنين مسئلهاي كه مشكل شديد بهداشتي دارد هرگز شوخي نميكنند و فرد خاطي را از شهر اخراج ميكنند در حالي كه در حال حاضر در كشور ما احساس بيكاري بر امر ضرورتهاي بهداشت غلبه ميكند و اغلب مردم با ديدن زباله دزدها به آنها پول هم ميدهند.هر سال با نزديك شدن به ماههاي پاياني سال و شروع خانه تكانيها تعداد گونيها به دستهايي كه حوالي مخازن زباله پرسه ميزنند بيشتر ميشود، اما در حال حاضر فعاليت زباله دزدها به اين ايام منتهي نشده و حتي تعداد آنها هم زيادتر شده كه اين روند نشان از كسب درآمد خوب اين افراد توسط زباله دزدي دارد. اگرچه شهرداري قولهاي مساعدي براي استفاده از نيروهاي كار آنها در شهرداري و در بخش خدمات شهري داده بود اما عيديان قائم مقام خدمات شهري شهرداري تهران چنين اقدام و قولي را از جانب شهرداري رد كرده و ميگويد: اشتغال زباله دزدها به شهرداري ارتباطي ندارد بلكه مسئوليت اين كار با وزارت كار است. او به 207 مركز بازيافت در سطح مناطق 22 گانه و عملكرد سه ماهه آنها اشاره ميكند و ادامه مي دهد: بازيافت زباله، نرخ واحدي ندارد، نرخ جهاني كاغذ، پلاستيك، آهن و ... به قيمت بازار جهاني نوسان دارد و زماني كه نرخ جهاني خوب باشد، بازيافت هم برايشان منفعت اقتصادي دارد و زماني كه اين قيمت جهاني كاهش مي يابد صرفه اقتصادي چنداني ندارد و تعداد كارگرها و ماشينهايشان هم كمتر ميشود. زباله فروشهايي كه به نفع شهرداري كار ميكنند گوني به دستهاي خم شده در مخازن زباله كه تعدادشان در سطح شهر بيشمار است، گوياي عملكرد ضعيف پيمانكاران اين بخش است چرا كه به طور حتم هنوز زبالههاي با ارزشي در مخازن زباله باقي ميماند كه براي مثال يك زباله جو تمام مخازن ابتدا تا انتهاي خيابان انقلاب و يا خيابان شريعتي را روزي دوبار بررسي ميكند. عيديان تاكيد ميكند: "هر زبالهدزدي كه به جمعآوري زباله ميپردازد يك كار اقتصادي غيرمجاز انجام ميدهد كه البته شهرداري اين اقدام را نفي نميكند، اما متولي جمع آوري و برخورد با اين دسته از مشاغل شهرداري نيست، چرا كه شهرداري با ايجاد پيمانكاران بازيافت، مخازن را از زبالههاي قابل بازيافت خالي ميكند." سيد رضا باقري مسئول اداره ساماندهي منطقه 15 شهرداري تهران نيز در اين مورد ميگويد: "وقتي شهروندان كار تفكيك زباله از مبدا را در منازلشان انجام ندهند، زباله دزدها را به منفعت رسانده و روزي آنها را تامين ميكنند." اين مسئول شهرداري تاكيد ميكند: "در بحث تفكيك و بازيافت زباله از استانداردهاي بين المللي عقب هستيم و هنوز به فرهنگ لازم در اين زمينه نرسيده ايم." او با اشاره به شغل زباله دزدي تصريح ميكند:" در شركت ساماندهي صنايع و مشاغل شهرداري بخشي به نام ساماندهي مشاغل سيار وجود دارد كه هنوز در اين زمينه اقدامي صورت نگرفته است." باقري ميگويد: "شهرداري نه تنها بايد بيش از پيش به فرهنگ سازي در مورد بازيافت و تفكيك زباله توسط شهروندان بپردازد، بلكه به ساماندهي چنين مشاغلي اهتمام ورزد و با دادن لباس مشخص به آنها، زباله دزدها را هم صاحب يك شغل آبرومند كند و از نظر نگهداري، رسيدگيهاي بهداشتي هم تمهيداتي براي آنها در نظر بگيرد." به گفته اين مسئول در شهرداري زباله دزدها به نفع شهرداري كار مي كنند، اما از نظر نحوه انجام كار بدمنظره و آلوده هستند. زباله دزدهاي سطح شهر اگرچه خودشان منفعتي از فروش زبالههاي هر روزهشان نميبرند اما از كار خود راضي هستند و به درآمد ماهيانه خود كه شايد به 200 هزار تومان برسد، قانع هستند، اما در اين ميان واسطههاي مياني و اصلي وجود دارند كه شايد ماهانه بيش از 15 ميليون تومان از محل همين زبالههاي موجود در مخازن زباله به دست ميآورند و فعاليت آنها نه از جانب شهرداري كنترل ميشود و نه از سوي نيروي انتظامي، به گونهاي كه هيچ يك از زباله دزدهاي گوني يا گاري به دست تهران واهمهاي از خم كردن مخازن زباله، شكستن پايهها ، چرخ ها و غيره نداشته و حتي اگر دل عابران پياده را هم به رحم آورند، سكه يا اسكناسي را نصيب خود ميكنند. منبع: آفتاب یزد |
|||||
|
|||||