تبليغاتX
مهندسی محیط زیست - چرخه معيوب بازيافت و درآمد ميليوني مافياي زباله
بانک اخبار، مقالات و نرم افزارهای مهندسی محیط زیست و بهداشت محیط

به خاطر نمي‌‌آورد كه جز با ديدن يك بطري كوچك پلاستيكي آن هم درون يك مخزن زباله از ‌چيز ديگري تا اين اندازه خوشحال شده باشد.تمام روزش را داخل مخازن زباله سرك مي‌‌كشد؛ گوني پلاستيكي بزرگي كه به كولش مي‌‌گيرد ‌با قد و قواره‌‌اش برابري مي‌‌كند؛ تمام بسته‌‌هاي زباله را يكي يكي با دقت وارسي مي‌‌كند و ‌ضايعات و پلاستيك‌‌هاي خشك و به درد بخور را جدا مي‌‌كند و حتي كيسه‌‌هاي زباله‌‌اي كه ‌توسط يك شهروند بسته بندي شده را هم تخليه و آن را روانه گوني خود مي‌‌كند. ‌حميد كه تنها 16 سال دارد گوني زرد رنگ بزرگي به دوش گرفته، مي‌‌گويد: چون قدم هم اندازه ‌مخازن زباله است نمي‌‌توانم به بعضي پلاستيك‌‌ها و بطري‌‌هاي انتهاي مخزن برسم اما بيشتر از ‌همه وقتي گربه‌‌اي داخل مخازن مي‌‌بينم كه گوشه‌‌اي كز كرده و به من خيره مي‌‌شود وحشت ‌مي‌‌كنم حتي اين گربه‌‌ها به من حمله ور شده‌‌اند. ‌وي تمام حواسش را به گوني زباله اش مي دهد:" تمام زباله‌‌هايي كه جمع مي‌‌كنم كيلويي 100 ‌تومان مي‌‌فروشم. چوب دستي بزرگش را داخل جوي آب مي‌‌اندازد و با يك حركت سه بطري نوشابه از داخل آب ‌بيرون مي‌‌آورد، خودش را فريدون معرفي مي كند و مي‌‌گويد: "پلاستيك، آلومينيوم، بطري و ‌شيشه جمع مي‌‌كنم، كارتن كيلو 50 تومان و بطري‌‌ها كيلويي 150 تومان، روزانه 12 تا 17 ‌هزار تومان درآمد دارم؛ شب‌‌ها هم خواب مخازن زباله را مي‌‌بينم، اگر يك روز شانس يارم باشه خرت ‌و پرت‌‌هاي خوبي از زباله‌‌ها پيدا مي‌‌كنم اما اگر بدشانسي بياورم از مخازن زباله چيزي گيرم ‌نمي‌‌آيد." ‌‌"عنايت تمام مخازن زباله خيابان انقلاب و كوچه پس كوچه‌‌هايش را وارسي مي‌‌كند. او مي‌‌گويد: ‌اگر كارگرهاي شهرداري ما را ببينند بارمان را مي‌‌گيرند، اما اگر طي روز پلاستيك هاي با ‌ارزش گيرمان بيايد يا مي‌‌بريم شوش و يا شهر ري، گاهي هم در خيابان اتابك آنها را مي ‌فروشيم. ‌عنايت ادامه مي‌‌دهد: ‌بيشتر روزها هشت تا 10 كيلو پلاستيك جمع مي‌‌كنم.حميد، عنايت و فريدون فقط سه نفر از ميان هزاران زباله فروش در تهران هستند كه مسئولا‌ن شهري به آنها لقب زباله دزد مي‌دهند ، اما باز هم ‌انگار كه مسئولان هيچ يك از آنها را نمي‌‌بينند و به نظر مي‌‌رسد حتي اگر اين دلالان زباله ديده ‌شوند راهي براي كنترل آنها وجود ندارد. ‌عيديان قائم مقام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران، در اين ارتباط به ‌"ايلنا"، مي‌‌گويد: زباله دزدها و افرادي كه تا كمر درون مخازن زباله مي روند نه تنها ‌محيط را آلوده مي‌‌كنند، بلكه به مخازن آسيب مي‌‌زنند و آلودگي بصري ايجاد مي‌‌كنند، حتي خودشان ‌درمعرض انواع آلودگي و مريضي هستند."‌ شهرداري نمي‌‌تواند براي هر كدام از زباله دزدها ‌يك مامور بگذارد چرا كه نه امكاناتش را دارد و نه مي تواند با آنها برخورد كند؛ وزارت ‌بهداشت، نيروي انتظامي و قوه قضائيه بايد به كمك شهرداري بيايند و اين معضل را برطرف ‌كنند." ‌به گفته اين مقام مسئول، در دنيا با چنين مسئله‌اي كه مشكل شديد بهداشتي دارد هرگز شوخي ‌نمي‌‌كنند و فرد خاطي را از شهر اخراج مي‌‌كنند در حالي كه در حال حاضر در ‌كشور ما احساس بيكاري بر امر ضرورت‌‌هاي بهداشت غلبه مي‌‌كند و اغلب مردم با ديدن ‌زباله دزدها به آنها پول هم مي‌دهند.هر سال با نزديك شدن به ماه‌‌هاي پاياني سال و شروع خانه تكاني‌‌ها تعداد گوني‌‌ها به دست‌‌هايي ‌كه حوالي مخازن زباله پرسه مي‌‌زنند بيشتر مي‌‌شود، اما در حال حاضر فعاليت زباله دزدها به ‌اين ايام منتهي نشده و حتي تعداد آنها هم زيادتر شده كه اين روند نشان از كسب درآمد خوب ‌اين افراد توسط زباله دزدي دارد. ‌اگرچه شهرداري قول‌‌هاي مساعدي براي استفاده از نيروهاي كار آنها در شهرداري و در بخش ‌خدمات شهري داده بود اما عيديان قائم مقام خدمات شهري شهرداري تهران چنين اقدام و قولي را از جانب شهرداري رد كرده و مي‌‌گويد: اشتغال زباله ‌دزدها به شهرداري ارتباطي ندارد بلكه مسئوليت اين كار با وزارت كار است. ‌او به 207 مركز بازيافت در سطح مناطق 22 گانه و عملكرد سه ماهه آنها اشاره مي‌‌كند و ‌ادامه مي دهد: بازيافت زباله، نرخ واحدي ندارد، نرخ جهاني كاغذ، پلاستيك، آهن و ... به قيمت ‌بازار جهاني نوسان دارد و زماني كه نرخ جهاني خوب باشد، بازيافت هم برايشان منفعت ‌اقتصادي دارد و زماني كه اين قيمت جهاني كاهش مي يابد صرفه اقتصادي چنداني ندارد و تعداد ‌كارگرها و ماشين‌‌هايشان هم كمتر مي‌‌شود. ‌

زباله‌‌ فروش‌هايي كه به نفع شهرداري كار مي‌‌كنند ‌

گوني به دست‌‌هاي خم شده در مخازن زباله كه تعدادشان در سطح شهر بي‌‌شمار است، گوياي ‌عملكرد ضعيف پيمانكاران اين بخش است چرا كه به طور حتم هنوز زباله‌‌هاي با ارزشي در ‌مخازن زباله باقي مي‌‌ماند كه براي مثال يك زباله جو تمام مخازن ابتدا تا انتهاي خيابان انقلاب ‌و يا خيابان شريعتي را روزي دوبار بررسي مي‌‌كند. ‌عيديان تاكيد مي‌‌كند: "هر زباله‌‌‌دزدي كه به جمع‌‌آوري زباله مي‌‌پردازد يك كار اقتصادي ‌غيرمجاز انجام مي‌‌دهد كه البته شهرداري اين اقدام را نفي نمي‌‌كند، اما متولي جمع آوري و ‌برخورد با اين دسته از مشاغل شهرداري نيست، چرا كه شهرداري با ايجاد پيمانكاران بازيافت، ‌مخازن را از زباله‌‌هاي قابل بازيافت خالي مي‌‌كند." ‌سيد رضا باقري مسئول اداره ساماندهي منطقه 15 شهرداري تهران نيز در اين مورد مي‌‌گويد: "وقتي شهروندان كار تفكيك زباله از مبدا را در منازل‌‌شان انجام ندهند،‌ زباله ‌دزد‌‌ها را به منفعت رسانده و روزي آنها را تامين مي‌‌كنند." ‌اين مسئول شهرداري تاكيد مي‌‌كند: "در بحث تفكيك و بازيافت زباله از استانداردهاي بين ‌‌‌المللي عقب هستيم و هنوز به فرهنگ لازم در اين زمينه نرسيده ايم." ‌او با اشاره به شغل زباله دزدي تصريح مي‌‌كند:‌"‌ در شركت ساماندهي صنايع و مشاغل ‌شهرداري بخشي به نام ساماندهي مشاغل سيار وجود دارد كه هنوز در اين زمينه اقدامي ‌صورت نگرفته است." ‌باقري مي‌‌گويد: "شهرداري نه تنها بايد بيش از پيش به فرهنگ سازي در مورد بازيافت و ‌تفكيك زباله توسط شهروندان بپردازد، بلكه به ساماندهي چنين مشاغلي اهتمام ورزد و با ‌دادن لباس مشخص به آنها، زباله دزدها را هم صاحب يك شغل آبرومند كند و از نظر نگهداري،‌‌ رسيدگي‌‌هاي بهداشتي هم تمهيداتي براي آنها در نظر بگيرد." ‌به گفته اين مسئول در شهرداري زباله دزدها به نفع شهرداري كار مي كنند، اما از نظر نحوه ‌انجام كار بدمنظره و آلوده هستند. ‌زباله دزدهاي سطح شهر اگرچه خودشان منفعتي از فروش زباله‌‌هاي هر روزه‌‌شان نمي‌‌برند اما از ‌كار خود راضي هستند و به درآمد ماهيانه خود كه شايد به 200 هزار تومان برسد، قانع هستند، ‌ اما در اين ميان واسطه‌‌هاي مياني و اصلي وجود دارند كه شايد ماهانه بيش از 15 ميليون ‌تومان از محل همين زباله‌‌هاي موجود در مخازن زباله به دست مي‌‌آورند و فعاليت آنها نه از ‌جانب شهرداري كنترل مي‌‌شود و نه از سوي نيروي انتظامي، به گونه‌‌اي كه هيچ يك از زباله ‌دزدهاي گوني يا گاري به دست تهران واهمه‌‌اي از خم كردن مخازن زباله، شكستن پايه‌‌ها ، ‌چرخ ها و غيره نداشته و حتي اگر دل عابران پياده را هم به رحم آورند، سكه يا اسكناسي را ‌نصيب خود مي‌‌كنند. ‌

منبع: آفتاب یزد

+ نوشته شده در  27 Jan 2009ساعت 1:30  توسط حسن بیگی  |