|
بانک اخبار، مقالات و نرم افزارهای مهندسی محیط زیست و بهداشت محیط
|
|
|
|
||||
|
آلودگي آبهاي تهران همواره از موضوعاتي بوده كه در چند سال اخير نگرانيهاي مسئولان اجرايي در حوزه شهري و بهداشت و درمان را برانگيخته و هر روز كه ميگذرد ابعاد تازهتري به خود ميگيرد به گونهاي كه در روزهاي اخير يكي از اعضاي كميسيون بهداشت و درمان از راه يافتن فاضلاب به آبهاي زيرزميني خبر داده و نگرانيهاي موجود را عميقتر ساخت. هرچند اين موضوع بارها و بارها از ابعاد شهري و سلامت، مورد توجه قرار گرفته، اما اميرهوشنگ محمدعلي زاده، فوق تخصص گوارش و كبد كه مقالههايي نيز در اين ارتباط دارد به عوارضي اشاره ميكند كه كمتر به آن پرداخته شده است. آنچه در زير ميآيد گفتوگوي همشهري با اين متخصص گوارش و كبد است.
بيشترين بيماريهايي كه در اثر آلودگي آبها به وجود ميآيد بيماريهاي گوارشي است و آب آلوده موجب ايجاد عفونت باكتريال در دستگاه گوارشي ميشود، به گونهاي كه و با يكي از اين بيماريهايي است كه بر اثر مصرف آب آلوده بروز ميكند و اپيدميهايي كه در مورد وبا به وجود آمده اغلب از اين راه بوده و علاوه بر آن يكي از راههاي ابتلا به هپاتيت A و E نيز همين مسئله است و آب آلوده ميتواند در ابتلا به اين بيماريها تاثير سوئي داشته باشد و در مجموع بايد گفت كه آب آلوده يك منشأ مهم براي انتقال ويروسها و باكتريها به دستگاه گوارش محسوب ميشود.
خوشبختانه در ايران اپيدميهاي خطرناك منتقل از آب نداشتهايم و مشكل جاهايي بوده كه بهداشت فردي رعايت نميشده است.
برعكس ايران، ما در كشورهاي همسايه از جمله عراق، افغانستان و پاكستان به كرات اين اپيدميها را كه ناشي از آلودگي آبهاي شرب بوده داشتهايم ولي بايد توجه داشت كه ايران از اين لحاظ وضعيت قابل قبولي دارد.
از آنجا كه آبهاي معدني از نقاط كوهستاني تهيه ميشود نميتوان ادعا كرد كه 100درصد سالم بوده و احتمال آلودگي آب نميرود چراكه در برخي كشورها كه از آبهاي كوهستاني استفاده ميكردهاند يكسري عفونتهاي انگلي در مصرفكنندگان به وجود آمده كه اين عفونتها با نفخ و اسهال توأم بوده است و اين احتمال در مورد آبهاي معدني هم وجود دارد، هرچند تاكنون تحقيقاتي در اين زمينه صورت نگرفته است.
نيترات حتي در درصدهاي پايين نيز مضر است به ويژه اينكه اگر آب مصرفي آب چاه باشد چرا كه آب چاه نيترات بالايي نسبت به ديگر منابع آب دارد و در مجموع صدماتي به بافت معده وارد ميآورد و به تغيير شكل سلولهاي معده ميانجامد و اين در حالي است كه در بلندمدت مشكلات مختلفي را در دستگاه گوارش ايجاد كرده و در معده نيز به سرطان منجر ميشود.
غذاهايي كه به طريق غيرخانگي تهيه ميشود مانند Fast foodها و غذاهاي كنسرو شده اگر درصد نيتراتشان بالا باشد بافتهاي معده را به بافت ملتهب تبديل كرده و ناراحتيهاي شديد معده به وجود ميآورند. متاسفانه اتفاق بدي كه در سالهاي اخير در ايران افتاده شيوع بيش از حد بيماري ريفلاكس (بازگشت محتويات معده) است كه علت آن استفاده از بيش از حد از سسها به ويژه سس قرمز است و مردم اصولا با دردهاي شديد معده به پزشك مراجعه ميكنند و اين موضوع كيفيت زندگي و خواب افراد را مختل ميسازد.
در مورد راههاي انتقال هپاتيتA بايد بگويم كه عوامل ايجاد آن آب آلوده، غذاي آلوده و عدم رعايت بهداشت دستها در حين تهيه غذاست كه بسته به ميزان آلودگي، شدت و ضعف دارد و در هپاتيتE نيز تقريبا انتقال از اين راهها اتفاق ميافتد، اما در مورد انواع ديگر هپاتيت، هپاتيتB و C داستان به صورت ديگري است.
در هپاتيت B بيشترين راههاي انتقال راههايي است كه با تزريق در ارتباط است و اين راهها عبارتند از خالكوبي، حجامت غيربهداشتي، سوراخ كردن گوش به صورت غيربهداشتي، تزريق موادمخدر از طريق سرنگهاي مشترك و خرد كردن اجسام خارجي در لب و زبان. البته در مطالعهاي كه در اين ارتباط در كشور داشتيم اين نتايج براي ما حاصل شد كه انتقال داخل خانوادگي نيز يكي از راههاي انتقال هپاتيتB است، به عنوان مثال اگر فردي مبتلا به هپاتيت B باشد و اعضاي ديگر خانواده نيز عمل واكسيناسيون را انجام نداده باشند احتمال انتقال آن به ديگر اعضاي خانواده وجود دارد و افراد خانواده براي جلوگيري از ابتلا به اين نوع از هپاتيت حتما بايد عمل واكسيناسيون را انجام دهند. موضوع مهمي هم كه در اين ارتباط بايد مورد توجه بيشتري قرار گيرد موضوع روابط جنسي با افراد مشكوك است كه اين رفتار جنسي ميتواند انتقال هپاتيت B و C را افزايش دهد و از ديگر راههاي انتقال اين نوع هپاتيت انتقال از مادر به فرزند است كه براساس تحقيقات صورت گرفته اين راه انتقال بيشتر در كشورهاي جهان سوم بوده كه هم در حين زايمان احتمال انتقالش وجود دارد و هم بعد از تولد بچه در سالهاي اول از مادر به فرزند ميتواند منتقل شود.
براساس نموداري كه در اين ارتباط داريم كشور ما در منطقه پايين به سمت متوسط واقع شده و اين گوياي آن است كه ما يك منطقه بالا از نظر شيوع هپاتيت B نيستم و منظور از منطقه متوسط يعني يك تا 2درصد كل جمعيت كشور داراي چنين وضعيتي هستند و در مورد هپاتيتC نيز آمار به اين صورت است يعني پايين به متوسط ولي تصورم اين است كه در سالهاي اخير با توجه به شيوع رفتارهاي پرخطر اين آمار بالا برود هرچند در حال حاضر درصد ابتلا به هپاتيت C در كشور پايينتر از هپاتيت B است.
چنانكه درمان هپاتيت نوع C را دير شروع كنيم يا آن را رها كنيم در اكثر موارد اين بيماري به كبد صدمات مزمن وارد ميآورد بهگونهاي كه بافت كبد تخريب و يك بافت كلاژن و بافت اضافه بينابين سلولهاي كبدي به وجود ميآيد و در اين شرايط سلولهاي كبد از بين رفته و كبد كوچك ميشود و فعاليت آن اختلال شديد پيدا ميكند و اگر بيماري توأم با التهاب و ورم كبد باشد بافتهاي نابجاي كلاژن و فيبروز در كبد ايجاد و كبد دچار اختلال عملكرد ميشود و زماني كه اين اتفاق افتاد عوارضي از قبيل اختلال انعقادي بيمار را تهديد ميكند و فعاليت انعقادي فرد مختل ميشود چون كبد يكي از اندامها و ارگانهاي اساسي براي توليد فاكتورهاي انعقادي است، در چنين حالتي اختلال با خونريزيهاي متعدد و خودبهخودي ميتواند همراه باشد و اين خونريزي در هر جاي بدن ممكن است اتفاق بيفتد. بنابراين سنتز پروتئينها براي بيمار مختل شده و كبد نميتواند آلبومين بسازد و فرد همانند كسي ميشود كه اختلال تغذيهاي دارد و غذا وارد بدنش نميشود چون نميتواند آلبومين را بسازد و از آنجا كه پروتئين نقش اساسي در دفاع بدن دارد بنابراين با كاهش آن سيستم بدن از نظر دفاعي ضعيف شده و به اصطلاح شكم آب ميآورد. منبع: همشهری آنلاین |
|||||
|
|||||