تبليغاتX
مهندسی محیط زیست - تهران، دود، مرگ

مهندسی محیط زیست

بانک اخبار، مقالات و نرم افزارهای مهندسی محیط زیست و بهداشت محیط

تهران، دود، مرگ

نگراني‌ها در مورد آلودگي هوا و بالارفتن ميزان آلاينده‌هاي صنعتي آسمان تهران در حالي عميق‌تر مي‌شود كه براساس اظهارات مسئولان اجرايي در حوزه سلامت شهري، معضل، گسترده‌تر و پيچيده‌تر از موضوعي است كه برنامه‌ريزان در سطوح بالاي مديريتي عنوان مي‌كنند و با ارائه طرح‌ها و راهكارهاي مقطعي سعي در حل آن دارند

چرا كه از ديدگاه اين افراد، مشكل، مشكل امروز و ديروز نبوده كه بتوان با بررسي‌هاي نظري و تك‌بعدي در مورد آن تصميم‌سازي و برنامه‌ريزي كرد؛ مشكل‌ در سال‌هاي دورتر و مديريت‌هاي پيشين شهري و زيست‌محيطي ريشه دارد؛ يعني زماني كه مديران بدون توجه به معضلات پيش‌ ‌رو اقدام به صدور مجوزهاي توليد خودرو و موتورسيكلت‌ و استقرار صنايع در حريم تهران مي‌كردند.

 مروري بر چگونگي شكل‌گيري صنايع در اطراف پايتخت و استانداردهاي كارخانه‌هاي توليد اين وسايل‌نقليه بر اين مسئله صحه مي‌گذارد كه چگونه تهران با سكوت به سمت بحران سوق داده مي‌شد و مدعيان حفظ محيط‌زيست كه امروزه با لحن دلسوزانه و نرم‌تري از ارتباط مستقيم زندگي مردم با محيط‌زيست سخن مي‌گويند بي‌محابا مجوز صادر مي‌كردند و خودرو توليد مي‌شد؛ خودروهايي كه احتراق ناقص داشتند و هيچ‌گونه تست بخار بنزين و هيدروكربن‌هاي خاص از آنها صورت نمي‌گرفت و درحال حاضر نيز كه شهرداري در قالب طرح ويژه‌اي خودروها را مورد معاينه فني قرار مي‌دهد معلوم نيست كه تأثير آن چه زماني بروز كند؛ چرا كه به گفته وحيد نوروزي، مديرعامل ستاد مركزي معاينه فني شهرداري تهران، طرح معاينه فني كه با همكاري عوامل بازدارنده صورت مي‌گيرد در كوتاه‌مدت به‌كاهش آلودگي هوا كمك نكرده و تأثير آن در درازمدت مشخص خواهد شد.

 يوسف رشيدي، مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا، تأثير آلودگي هوا  را به‌ همان اندازه سال‌هاي اهمال و بي‌توجهي بلند‌مدت دانسته و مي‌گويد: «آلودگي هواي تهران به‌قدري بحراني شده كه بايد به اندازه تمام هزينه‌هاي استقرار صنايع و توليد خودروهاي غيراستاندارد در مورد آن هزينه كرد تا شايد قابل‌تحمل‌تر شود».

او با تأكيد بر اين نكته كه هنوز نيز تست بخارهاي بنزين و هيدروكربن‌هاي متصاعد از خودرو از خودروهاي سطح شهر صورت نمي‌گيرد مي‌افزايد: «هرچند از اول امسال SHED  اجباري شده و صاحبان خودرو ملزم به انجام آن هستند اما پيش از اين برخي خودروسازان به جذب بخارات بنزين توجه نداشتند و اين امر موجب مي‌شد ميزان قابل‌توجهي بخارات بنزين از باك به هوا وارد شده و توليد آلودگي كند و مديران محيط‌زيست به اين موضوع توجه نداشتند و تست فقط از اگزوز صورت مي‌گرفت درحالي‌كه همين بخارهاي بنزين كه از باك خودروها در هوا متصاعد شده، در تهران معضلي به‌وجود آورده است به‌نام معضل هيدروكربن‌ها كه چندين برابر حد استاندارد است و ما استانداردي براي اين نوع آلاينده در هواي آزاد نداريم.»

اين مسئول اجرايي در شركت كنترل كيفيت هوا معتقد است: « وقتي ما اين موضوع را با استانداردهاي اروپا مقايسه مي‌كنيم مي‌بينيم كه چندين برابر هيدروكربن‌هاي موجود در هواي كشورهاي اين قاره است. مسئولان اگر در جايي اگزوز را كنترل كرده‌اند جاي ديگر بخارات ناشي از بنزين را در هوا منتشر كرده‌اند و اين موضوع اقدام قبلي را نيز تحت‌الشعاع قرار داده و ما عملا شاهد اهمال و بي‌توجهي در اين‌زمينه هستيم.»

از ديدگاه رشيدي، مشكل ديگري كه آلودگي تهران را از همان سال‌ها موجب شد و در حال حاضر به آن دامن مي‌زند فقدان برنامه جامع است كه تهران را دچار آسيب‌هاي جدي زيست‌محيطي كرده است، چراكه اگر در تهران برنامه جامع، تدوين و مديران براساس آن حركت مي‌كردند هرگز وضعيت به صورتي كه هست درنمي‌آمد. 

از سوي ديگر به موازات بي‌توجهي به اين مقوله، حمل‌ونقل عمومي نيز مغفول مانده و در طول سال‌هاي گذشته اقدام مناسبي در اين‌زمينه صورت نگرفته است. با اين‌همه امروزه شهروندان تهران قرباني همان مدعياني شده‌اند كه در آن سال‌ها، منافع فردي را بر منافع جمع ترجيح مي‌دادند؛شرايطي كه هادي هاشمي، رئيس پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ از آن تحت عنوان زمين‌گير‌شدن در تهران تعبير كرده و عملكرد مسئولان خودروسازي و محيط‌زيست را در اين ارتباط بسيار مخرب مي‌داند.

او مي‌گويد: « به علت خلأ قانوني و قانون ضعيف ما در تهران زمين‌گير شده‌ايم و آلودگي در حال افزايش است.

 3 ميليون و 600 هزار دستگاه خودرو وجود دارد درحالي‌كه ظرفيت عبوري اين شهر  500 هزار دستگاه است.»  اين مقام مسئول در پليس راهنمايي و رانندگي معتقد است كه سياستگذار و توليد‌كننده خودرو هر دو جزو خانواده وزارت صنايع هستند و ضعف مسئولان در اين دو زمينه موجب مي‌شود اتومبيل‌هايي مانند P.K و Roa كه اتومبيلي قاچاق است و موتور آن را از يك جا آورده‌اند و اتاقك آن را از جاي ديگر و چيز ساختگي و دست‌سازي است،  از طرف وزارت صنايع تائيد شوند و نمي‌دانيم كه چرا سازمان حفاظت محيط‌زيست كه سازمان مستقلي است و متولي امر بهبود محيط‌زيست، خودش عضو اين سازمان شده است.

از ديدگاه هاشمي «مشكل در خود اين سازمان‌ها بوده كه هم در اجراي قوانين و هم در پيشگيري از آلودگي هوا كوتاهي كرده‌اند و در حال حاضر ما به نقطه‌اي رسيده‌ايم كه حتي مأموران ما در راهنمايي و رانندگي از شدت آلودگي هوا سركار نمي‌روند و اين يعني بحران».

تهران 87- لندن 1952

براساس آمار و ارقام، بيش از   80 درصد آلاينده‌ها در هواي تهران به خودروها و موتورسيكلت‌هايي مربوط مي‌شود كه در سطح شهر تردد مي‌كنند و به گفته مسئولان معاينه فني داراي احتراق ناقصي هستند. هرچند اين آمار و ارقام خود گواه عمق فاجعه است اما صحبت‌هاي مديرعامل شركت بازرسي كيفيت استاندارد خودروسازان محيط‌زيست اين فاجعه را روشن‌تر مي‌كند. قناتي مي‌گويد: « استانداردي كه اتومبيل‌ها در كشورهاي اروپايي دارند استاندارد يورو4 است و اين استاندارد در ايران يورو2 بوده كه نشان مي‌دهد ميزان آلاينده‌هاي خودروهاي اين كشورها نصف و حتي كمتر از خودروهاي ايراني است و خودروها در تهران آلايندگي بالايي دارند كه اين موضوع به كيفيت تكنولوژي خودروها و سوختشان مربوط مي‌شود».

هرچند او استانداردهاي خودورهاي موجود در ايران را يورو2 اعلام كرده و معتقد است كه در صدور مجوز به كارخانه‌هاي توليد خودرو به اين استانداردها توجه شده اما به گفته مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا تا سال  80 خودروهاي كشور استاندارد يورويك را داشته‌اند و اين موضوع در آن زمان بيشترين درصد تخريب را بر محيط‌زيست تهران به‌وجود آورده و آلودگي امروز هواي تهران معلول همين مسئله است؛ موضوعي كه مديركل محيط‌زيست استان تهران نيز به‌ آن اذعان داشته و معتقد است: «درحال حاضر بسياري از خودروها استاندارد يورو يك را دارند و استانداردها در صدور مجوز توليد مغفول مانده و ما تأثير اين بي‌توجهي را  امروز ‌ با بيماري‌هاي مختلف حس و درك مي‌كنيم».

محمدباقر صدوق مي‌گويد: «شركت‌هاي توليد خودرو در داخل با فروش اقساطي خودروها بيشترين جرم را در افزايش آلودگي هواي تهران مرتكب شده‌اند، چرا كه با اين اقدام، شهر را پر از ماشين‌هايي كرده‌اند كه با احتراق ناقص خود بحران آفريده‌اند و آلاينده‌هاي منواكسيد كربن، اكسيد‌هاي ازت و هيدروكربن‌هاي نسوخته به گونه‌اي در شهر پراكنده شده‌اند كه ديگر جايي براي نفس‌كشيدن باقي نمي‌ماند.»

درست مانند اتفاقي كه در سال 1952 در لندن افتاد و در فاجعه عظيم مه‌دود شيميايي اين شهر، بيش از 4هزار نفر از شهروندان در عرض فقط 3 روز جان خود را از دست دادند. در آن سال دود زغال‌سنگ عامل مهم آلودگي در هواي شهرهاي اروپايي بود و معضلاتي همانند معضلات امروز تهران ايجاد كرده بود. هرچند در تهران آمار و ارقام رسمي از ميزان مرگ‌وميرها براثر آلودگي هوا منتشر نشده و مسئولان بسته به حوزه مديريت خود آمار ضدونقيضي از آن ارائه مي‌دهند اما اظهارات برخي مسئولان در حوزه سلامت گوياي آن است كه موضوع آلودگي هوا هر روز ابعاد پيچيده‌تري به خود گرفته و كيفيت زندگي شهروندان تهراني را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

روزانه 20 هزار ليتر سم در ريه‌هاي تهراني‌ها

به گفته كارشناسان بهداشت هر فرد به طور متوسط روزانه 20‌هزار ليتر هوا تنفس مي‌كند كه در تهران به علت وجود آلاينده‌هاي صنعتي اين معادله برعكس بوده و آنها روزانه همين مقدار‌ گازهاي سمي وارد ريه‌هاي خود مي‌كنند كه در اين فرايند ذرات درشت دود در قسمت‌هاي فوقاني دستگاه تنفسي تجمع كرده و موجب اختلال در ترشحات بيني و سينوس‌ها مي‌شوند و ذرات ريز نيز در راه‌هاي عميق‌تر ريه‌ها نفوذ كرده و حجم بالاي اين ذرات باعث اشكال در تنفس افراد مبتلا به آسم، برونشيت مزمن، آمفيزم و ديگر بيماري‌هاي ريوي مي‌شود و در بسياري از موارد به مرگ زودرس سالمندان نيز مي‌انجامد.

از ديدگاه آنها گاز منواكسيد كربن كه بيشترين ميزان آلاينده‌ها در هواي تهران را تشكيل مي‌دهد حمل اكسيژن خون به مغز، قلب و اعضاي ديگر را مختل كرده و افرادي كه به امراض قلبي مبتلا هستند به علت كاهش اكسيژن خون در معرض خطر مرگ قراردارند. بررسي آمار و ارقام پزشكي قانوني كه در اختيار سازمان بهشت‌زهرا گذاشته شده است به بالا بودن اين آلاينده در هواي تهران صحه مي‌گذارد. مطابق آمار اين سازمان ‌ طي 7 سال اخير بيماري‌ها و ايست قلبي همواره اولين عامل فوت شهروندان تهران بوده و در سال جاري نيز به علت بحراني شدن اين معضل اين روند ادامه دارد.

مصطفي غفاري، رئيس مركز سلامت محيط كار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در خصوص عوارض آلودگي هوا بر سلامت شهروندان مي‌گويد: در حال حاضر ميزان آلاينده‌هاي هواي تهران بالاتر از حد مجاز بوده و همين مسئله عوارضي را در افراد ايجاد مي‌كند كه در بسياري موارد كشنده هستند.

او مي‌افزايد: «منواكسيدكربن به عنوان اولين آلاينده تهران در درازمدت به سفت شدگي جدار عروق يعني تصلب شرايين منجر شده و افرادي كه با ميزان بالايي از آن مواجهند جزو بيماران قلبي- عروقي و سكته‌اي   محسوب مي‌شوند و اين در حالي است كه اين آلاينده‌ عوارض ديگري نيز دارد كه گوش درد و اونيت گوش از جمله اين عوارض است.»

او در ادامه مي گويد: « ذرات معلق نيز كه بعد از منواكسيدكربن بيشترين درصد آلاينده‌ها در هواي تهران را به خود اختصاص مي‌دهد موجب بروز اختلالات تنفسي شده و به نارسايي‌هاي تنفسي مي‌انجامد كما اينكه اختلالات يادگيري در كودكان را نيز موجب مي‌شود.» هرچند اين مسئول اجرايي در وزارت بهداشت نيز همانند ديگر مسئولان از ارائه آمار و ارقام در اين زمينه خودداري مي‌كند اما براساس اظهارات كارشناسان بهداشت بيش از 47درصد مرگ‌وميرها در تهران به علت بيماري‌هاي قلبي- عروقي بوده و در روزهاي اول افزايش آلودگي تعداد مرگ‌وميرها نسبت به مدت مشابه 2 برابر افزايش داشته است.

هرچند اين افزايش مربوط به هفته‌هاي اوج آلودگي هواي تهران بوده و نگراني‌هايي را در سطح گسترده برانگيخت. اما بررسي اعداد و ارقام مرگ‌وميرها در 9ماه سال‌جاري نسبت به 9 ماه سال گذشته گوياي آن است كه به نسبت افزايش آلودگي هوا، ميزان مرگ‌وميرها براثر بيماري‌هاي ناشي از اين عامل بالا رفته و سالانه درصد بيشتري از شهروندان تهراني را به كام مرگ مي‌برد، به گونه‌اي كه مطابق آمار سازمان بهشت‌زهرا كه از آمار و ارقام سازمان پزشكي قانوني استخراج شده، مرگ‌ومير بر اثر بيماري‌هاي تنفسي چندين برابر افزايش داشته و نسبت به سال گذشته روند روبه رشدي را نشان مي‌دهد.

براين اساس مرگ‌ومير براثر بيماري‌هاي تنفسي با 520درصد افزايش و بيماري‌هاي ريوي با 174درصد افزايش، گوياي بحراني‌تر شدن فاجعه آلودگي هواست. هرچند در اين بررسي‌ها، مرگ‌ومير براثر بيماري‌ها و ايست قلبي نسبت به سال گذشته تفاوت معناداري را نشان مي‌دهد و 46درصد افزايش داشته است اما بايد توجه داشت كه افزايش بيماري‌هاي تنفسي موضوعي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذشت.

منبع: همشهری آنلاین

+ نوشته شده در  27 Jan 2009ساعت 1:38  توسط www.Mohitiran.ir  |